لباس عید | بلاگ

لباس عید

تعرفه تبلیغات در سایت
پدر من معلم بود و پدران هم بازی هایم کارگر . سرگرمی من معماهای پدر بود و سرگرمی هم بازی هایم خاله بازی. من تنها فرزند خانواده بودم و هم بازی هایم کلی خواهر برادر داشتند . هر عید من و هم بازی هایم لباس نو میپوشیدیم . من شلوار جین با کفش عروسکی و یا پیراهنی با دامن پرچین و هم بازی هایم لباس هایی ارزان قیمت . پدرم میگفت فخرفروشی کار خوبی نیست . قبل عید که با همبازی هایم جمع می شدیم از لباس های عیدشان با اشتیاق حرف میزدند ؛ از رنگش ، گلهایش ، جیب هایش . و من اما ساکت بودم چون فخر فروشی کار خوبی نبود و در دلم غبطه میخوردم به لباس های ندیده ی هم بازی هایم . و هم بازی هایم شاید با دیده ی تحقیر به سکوتم نگاه میکردند .

این داستان کل زندگی من است .

لباس عید,لباس عید دخترانه,لباس عید 95 دخترانه,لباس عید 95,لباس عید پسرانه 95,لباس عیدی دخترانه,لباس عید فطر,لباس عید غدیر,لباس عیدم بهم میاد,لباس عید قربان,...
نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 22:23