توقع بی جااا

تعرفه تبلیغات در سایت
امروز به دوستم زنگ زدم برای یه کار خیلی معمولی و پیش افتاده . اما در جوابم یه نه محکم شنیدم . حرفش مثل یه سیلی خورد توی صورتم چون انتظار این همه رک بودن رو نداشتم .

تمام امروز حالم گرفته بود نه بخاطر اینکه کارم لنگ موند و انجام نشد نه بخاطر لحن بده دوستم بلکه بخاطر انتظاراتی که از دیگران داشتم . خیلی وقته دارم روی خودم کار میکنم که هیچ توقعی از کسی نداشته باشم اما امروز فهمیدم انگار هنوز ته مونده ای از این انتظار توی وجودم مونده .

خب خداروشکر که ریشه ی این حال بدم رو هم پیدا کردم و حالا باید یکم دقیق تر به وجود خودم نگاهی بندازم .

اخخخ که قطع امید کردن از ادما چه حس رهایی داره 

نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۶ساعت 21:13 توسط |

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 12:59

فهرست وبلاگ