خدا هوامو داره

ساخت وبلاگ
یه روزایی هست که با بدخلقی از خواب بیدار میشی تو آینه که نگات به خودت میفته دوست داری یه سیلی بزنی تو گوش خودت ولی امروز من به جای سیلی گوش خودمو پیچوندم و به خودم گفتم آی آی صب کن که خیلی داری تند میری ، قول و قرارت با خودت که یادت نرفته ، گفته بودی میخوایی خودتو دوست داشته باشی تحت هر شرایطی ، پس وایسا . کار به اینجا که رسید گوش خودمو ول کردم و یه بوس برای خودم فرستادم کلی هم قربون صدقه ی چشم و ابروم رفتم بعد دوویدم یه کاغذ و خودکار برداشتم و هر چی آرزوی خوب تو دنیا هستو واسه خودم نوشتم چسبوندم به همون آینه ؛ یه قرار دیگه هم گذاشتم که هر وقت از جلوی آینه رد میشم یه نیم نگاهی هم به اون آرزوهای قشنگ بندازم و از خدا بخوام که هم من و هم بقیه ی آدمارو به این آرزوها برسونه ؛ راستش تو این دنیا از دست چند نفری خیلی شاکی هستم که فکر کردن بهشون حالمو خیلی بد میکنه ولی متاسفانه اصن نمیتونم از فکرشون هم بیرون بیام ؛ با نوشتن اون آرزوها پیش خودم فکر کردم چطوره قبل از همه واسه اون چند نفر دعا کنم ؛ این شد که امروز هروقت اون چند نفر سروکله شون توی ذهن من پیدا میشد تندی براشون آرزو خوب میکردمو فراموششون میکردم . این موش و گربه بازیا ادامه داشت تا اینکه سرظهری یکی از دوستان برای من یه فایل صوتی فرستادن در رابطه با ارتباط با دیگران ؛ خیلی جالب بود انگار داشت یکی یکی سوالای منو جواب میداد ؛ میگفت وقتی میبینیم وجود یکی داره مارو رنج میده ارتباطمون رو با اون آدم قطع کنیم و خیلی چیزای به درد بخور دیگه ؛ خب دیگه خداجون گفت که هواتو دارم حواسم به کاراتو فکرات هست و منم که ذوق مرگ شده بودم کلی پاچه خواری خدارو کردم.

 

امروز با اینکه هوا سرد و برفی بود ولی زدم به دل خیابون و بی هدف قدم زدم ؛ خیلی چسبید یه عالمه هم برای خودم خرید کردم از کرم و لوسیون تا قاقالی ؛ بی خیال بی پولی . خداجون مرسی که هستی

خدا هوامو داره,خدا هواتو داره,...
نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 22:24

close
تبلیغات در اینترنت